تبليغاتX
هاواری اوینار.........فریاد عاشق

درختها همه تعظیم بردند

هنوز پاییز بود و برگها هنوز زیر درختها داشتند سمفونی خرد شدن را زیر پای عابران مینواختند و پرستوهای مهاجر بدون اینکه به مقصدشان فکر کنند غریزی داشتند بال میزند خاله کافیه گفته بود همه شون اینجورین بدون اینکه بدونند کجا میرن بال میزنن و مدام به پایین نگاه می کنن  تا جایی واسه موندن انتخاب کنند که از مبداشون گرمتر و بهتر و پر غذاتر باشه .دیروز کنار پارک شهر منم جزئی از سمفونی نوازهای پاییزی شدم و برگهای زرد زیر پام رو خرد می کردم این اولین باری نبود که این قسمت از پارک رو دنبال چیزی میگشتم گفته بود همینجا گمش کرده اما اونموقع که گمش کرده بود برگها اینجا نبودن می گفت مورچه های سیاهی بودند از اونا که مورچه های قرمز از دستشون فرار میکنن اگه له شدن مورچه ها هم صدا داشت فکر کنم زیاد صدای خوشایندی نمی داشت . اگه اینطور بود که داداش مسلمم استاد آهنگ نوازی مورچه ها می شد قبل از زندان رفتنش کار و سرگرمیش شده بود اعدام مورچه ها خودش اسمش را این گذاشته بود هر چه دم دستش میامد میریخت روی آن بیچاره ها . پیرزن همسایه میگفت خدای همین مورچه ها بود که داداش حکم اعدام خورد . نیمکت پارک جای یادگاری  هایی بود که معلوم بود بعد از بازسازی پارک نوشته شده بود زیاد تازه نبود بعد از بمباران شهر و افتادن چند تایی از چنارها پارک بازسازی شده بود تا چند روز بعد بمباران هم دست های کنده شده و تکه های گوشت بر روی چنارها بودند . الان به جز چند تا نارون و چند سرو جوان  درخت دیگری آنجا نبود.گفته بود کنار همون نیمکت گمش کرده خیلی دنبالش گشته بود چند باری هم با دوستاش رفته بودن خوب گشته بودن اما چیزی پیدا نکرده بودن .

رادیو وضعیت امنی عراق و وخیم اعلام کرده بود و افغانستان بار دیگه به دست اپوزسیون افتاده بود و جنگ در بخش های مختلف جهان  قربانی میگرفت تلویزیون طبق معمول گل و بلبل نشون می داد و برنامه های اینترتینمت  مردم رو از آنچه بی خبر بودند بی خبرتر کرده بودند و اخبار رو هم کاملاً تحریف شده و دستکاری شده به خورد مردم میدادند . عصر ها مردای محله دم در خونه مسعود اینا جمع می شدند و قبل از رفتن به خونه کمی با هم خوش و بش می کردن و اخبار هفته رو با هم تحلیل میکردن یکیشون می گفت همه چی زیر سر آمریکاست خودم از اخبار شنیدم یکی شون می گفت نه بابا روسیه می خواد دوباره جنگ سرد رو شروع کنه و یکی دیگه میگفت همین انگلیس فلان فلان شده است  . منم که بی توجه به چرندیات رسانه ها همش تو پارک شهر می گشتم شاید پیداش کنم . چند باری هم به کاک رحیم فراش پارک گفته بودم وقتی پیداش کرد بهم خبر بده اما اون می گفت دیگه دنبالش نگرد هیچ وقت پیداش نمی کنی. ولی من مسمم بودم که پیداش کنم و مدام اونجا می گشتم چیزای زیادی رو می شد اونجا پیدا کرد ته سیگار نایلون هله هوله های بچه ها  سوزن های تز یق و گاهی اوقات هم سکه های ناچیز پول تنها اون نبود یعنی به قول کاک رحیم هیچ وقت پیداش نمیشه کرد ؟ بهش گفته بودم شاید نشه پیداش کرد ولی راست می گفت آخه چیزی نبود که بشه خریدش اصلاً تو بازار پیدا نمی شد فروختنی نیست گفته بود اگه پیدا نشه دیگه هیچ وقت بیرون نمیاد تازه گفته بود اگه پیدا نشه روش نمیشه بره سر قبر باباش . ابراهیم بم گفته بود میاد کمکم ولی مثل اینک مادرش موضوع طلاقش رو جدی کرده بود و باباش گرفتار دادگاه و دادسرا بود اونم باید مغازه میموند شبا وقتی برمی گشتم مادرم تازه از مسجد برگشته بود منم که خسته یه گوشه لم می دادم و شهرام ناظری گوش می دادم ،گوش بنه عربده را... دست منه بر دهنم .. دست منه بر دهنم... در ره من شیشه منه... وربنهی پا بنهم ... هر چه بیابم شکنم ... نمی دونم کی خوابم میبرد صبام که از خواب پا میشدم دوباره کنار نیمکت پارک و همون دو متر در دومتر رو گشتن . نمی دونم اصلا خسته نمی شدم امروز تصمیم گرفتم که برم پارک بگردم و کارو یکسره کنم شاید امروز پیداش کردم و این پرونده رو به کلی می بستم هم خودم خلاص می شدم هم اونو خوشحال می کردم ... ده صبح بود داشتم زیر نیمکت  رو نگاه میکردم برف زیادی بود همه رو کنار زدم احساس سرما نمی کردم دستکش هم دستم نبود ..صدای غرش بزرگی اومد صدای انفجار و گرد و خاک همه جا آتش شد همه جا فلزهای گرم بود درختها همه تعظیم بردند و آب استخر شهر خونین شد تنها من بودم و این همه خون مال چی بود من که سالم بودم آره پیداش کردم خودشه این بود همونی که می گفت یه باره ظاهر  میشه و تو وسط اون قرار میگیری این و بهش میگن خاطره ، خاطره ی سالهای بد ،  سالهایی که اگه نبود امروز چنارهای پارک همچنان بزرگترین برجهای شهر بودند .

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت توسط بزاف |


آن روز که میان صندلی های کلاس گمت کردم

هرگز فکرش را نمی کردم

که روزی سر همین خیابان خودم را نیز گم کنم

اکنون که تو پیدا شدی

من هنوز در پیچ و خم این جاده

دنبال خودم می گردم

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت توسط بزاف |


 

"عمل ختنه روي صد و سي ميليون زن و دختر در جهان انجام شده است و دست كم هر ساله سه ميليون دختر در معرض خطر قرباني شدن قرار دارند يعني روزي شش هزار دختر.اين كار معمولاً درشرايط كاملاً ابتدايي به وسيله قابله يا زني دهاتي انجام مي شود. از هيچ داروي بيهوشي استفاده نمي شود و دختران با هر ابزاري كه در دسترس باشد مانند تيغ ريش تراشي، چاقو، قيچي، شيشه شكسته، سنگ نوك تيز و در بعضي مناطق با دندان بريده مي شوند...."


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت توسط بزاف |


سرباز گمنام

هنگامی که نماینده‌ای، جایی،

سر مزار سرباز گمنامی می‌رود، تاج گلی با خود می‌برد.

اگر فردا

نماینده‌ای به سرزمین من بیاید

از من بپرسد

مزار سرباز گمنام کجاست

جواب می‌دهم سرورم

در کنار هر نهری

بر سکوی هر مسجدی

دم در هر خانه‌ای

هر کنیسه‌ای

هر غاری

بر سر صخره‌ی هر کوهی

بر روی درخت هر باغی

در این سرزمین

بر روی هر قطعه‌ای از زمین

در زیر هر تکه‌ای از آسمان

نترس! کمی سرت را پایین بنداز و

تاج گلت را بگذار!

 

" عبداللله پشیو " شاعر مبارز کرد

 

دیروز در سراسر کردستان سر ها پایین بود در کردستان عراق ، ایران ، ترکیه ، سوریه ، ارمنستان ، لبنان ، نه به نشانه شرم به نشانه احترام به زنان وکودکان زنده بگور شده و به احترام مردان اعدام شده ...

دوشنبه این هفته با كشف 358 پیکرتازه قربانيان  انفال مراسم ویژه ای در اربیل ( هولیر ) برگزار شد و امروز در سلیمانیه به خاک سپرده شدند  ،  به مناسبت این مراسم و برای یادبود این ژنوساید بزرگ مطلب این بار وبلاگ به نسل کشی انفال اختصاص دارد .

یکی از این مسافران کودکی بود که تا آخرین لحظه های زندگیش عزیزترین داراییش ،  توپ سرخ و سفیدش در دستان کوچکش بود و او تنها قربانی بود که امروز ۲۷/۱۰/۱۳۸۶ با توپش به خاک سپرده شد همراه ۳۵۸ تن از آنان که روزی توپ قرمزش را به تک تک آنان نشان داده بود امروز جنازه کوچک او همراه توپش در تک تک خانه های ما بود ...

 

انفال یکی از نسل کشی های معاصر و دومین نسل کشی از نسل کشیهای معاصر: رواندا، نسل کشی یهودیان، نسل کشی ارامنه و نسل کشی دارفور می باشد. عملیاتی كه موجب مرگ هزاران غیر نظامی در کردستان عراق شد.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت توسط بزاف |


ديدگاه نوين احراز شرايط راي دهي

 

آنچه كه امروزه به عنوان راي و راي گيري مي شناسيم درواقع به يك نوع حق انتخاب گفته مي شود كه در آن هر فرد با شرايط خاصي مجاز به انتخاب آن چيزيست كه مي پسندد و براي اين انتخاب خود دلايل محكمه پسندي دارد . قبل از اينكه به اين دلايل و اين شرايط برسيم بايد راي گيري و راي را بهتر بشناسيم و اصولا راي گيري در چه شرايطي لازم است و در چه شرايطي بايد انجام شود ؟

اگر نگاهي به دنياي امروز خود بياندازيم شايد متوجه تفاوت هاي فاحشي در بطن تعريف راي و راي گيري و حتي شرایط راي گيري بشويم .اما در ظاهر همه راي گيري ها داراي شرايط سالمي هستند . در واقع همه نشان دهنده ي نظر حقيقي مردم هستند و اگر پديده تقلب و دخالت در انتخابات را به بعد موكول كنيم و درمورد يك انتخابات سالم بحث كنيم ابتدا بايد موضوعي كه بر سر آن راي گيري انجام مي شود و محيطي كه راي گيري در آن انجام مي شود مورد بازبيني قرار داده شود .

با آنكه سازمان هاي جهاني مانند سازمان ملل و سازمانهاي نظارت بر حقوق بشر مانند ديدبان حقوق بشر شرايطي و تعاريفي براي راي گيري تعيين كرده اند اما هر كشور خود در چارچوب حكومتي خود شرايطي و تعاريفي از راي گيري دارد كه تعاريف اغلب واحد و شرايط ها يكسان هستند اما تفاوت هايي نيز ديده مي شود البته اين شرايط در مورد سالم بودن فضاي انتخاباتي است و در مورد مسموم نبودن اين فضا كه جاي بحث فراوان دارد بعضي جوامع در شرايط بسيار مسمومي به راي گيري مي پردازند و بعضي جوامع در شرايط سالم .

فضاي انتخاباتي

جامعه سالم و فضاي سالم تفاوت زيادي با هم دارند جامعه در صورتي سالم است كه افراد در آن داراي تنوع عقايد وتفكر ها باشند و اهداف آنها با اهداف بين اللملي و جهاني كه با موازين اخلاقي و انسانيت مغايرت نداشته باشد چه بسا مردمي در اكثريت باشند نبايد سخن آنان اگر چه ناحق باشد بر كرسي بنشيند پس هميشه حق با اكثريت نيست، اينجاست كه راي گيري بايد در جامعه اي صورت گيريد كه داراي شرايط مطلوبي از لحاظ فرهنگي و سياسي باشند و سنت انان با حقوق بشر ناهمگون نباشد كه شايد همچين قوم و گروهي وجود نداشته باشد و صرفا در اينجا براي نمونه از آن ياد شده ... فرض كنيد در جامعه اي كه كشتن دختران و زنان بر سر مسائل ناموسي امري طبيعيست و عادي طلقي ميشود و مردم آن نه تنها به خاطر اين كار ناراحت نيستند بلكه از انجام آن خوشحال اند و كوچكترين حقوق اوليه بشر را در مورد اين افراد در نظر نميگيرند نه تنها راي گيري درست نيست بلكه بايد از ابتدا و از ريشه سعي در اصلاح چنين جامعه فاسدي بشود و افراد خاطي مجازات و ناهنجاري ها به اتمام برسد و هنجارهاي جديد اگر چه با سلايق مردم سازگار نباشد به عرصه آورده شود و براي آنان الگو قرار داده شود و باصداي بلند به آنان گفته شود : شما حق نداريد زنان و دخترانتان را بكشيد و در صورت اذيت و ؛آزار و يا قتل آنان شديدا شديدا شديدا مجازات خواهيد شد و كساني كه در برابر اين قانون نارضايتي نشان ميدهند با آنان برخورد خواهد شد ...اين روشي ديكتاتور منشانه براي اصلاح جوامع ناهنجار است .

شايد جامعه اي اين مشكلات را نداشته باشد بلكه افراد آن از نظر سطح سواد و اطلاعات عمومي و جهاني در سطحي بسيار پايين قرار دارند و نه تنها خوبي و بدي كار خود را تشخيص نمي دهند بلكه افسار خود را به دست كساني از خود احمق تر داده اند تا آنان را كنترل كنند و هر كاري كه به صلاح خودشان باشد با آنان انجام دهند اينجاست كه ديگر راي و راي گيري معنا نخواهد داشت وبايد به فكر آزادي از دست حاكمان بود و در مرحله دوم سعي در اصلاح خود و بالا بردن سطح سواد داشت و. نمونه اش را در كشور هاي آفريقايي مي بينيم مردمي بيچاره گرسنه و احمق كه هر آن امكان دارد جبهه گيري متفاوتي داشته باشند و به نفع گروهك و شخص خاصي سخن بگويند حركت كنند و حتي بجنگند و آرمان هاي آنان كاملا واهي و بي ارزش باشد . جوامعي كه فضاي آنان سخت مسموم است و با وجود بالا بودن سطح آگاهي و سواد عمومي باز مي بينيم كه جامعه آلوده است و اين بار حكومت است كه با  مسموم كردن فضا سعي در حكومت كردن بي چون و چراي خود بر مردم است و همانند مهره هاي شطرنج مردم را به حركت در مي آورد و گاهي با وجود افراد كاملا آگاه باز اين مردم هستند كه گوش به فرمانهاي آنان ميدهند بدون اينكه اعتراضي بكنند . گاهي مي بينيم كه اعتراض در برابر اين حركت هاي ديكتاتوري موجب آسيب معترضان و دستگيري آنان مي شود و اينجاست كه نه تنها نبايد دست از اعتراض كشيد بلكه شديد تر و جدي تر و با شركت دادن همه اقشار جامعه در اعتراضات نفرت عمومي را از حكومت اعلام كرد . حكومت ها گاه با در دست داشتن تمام و عيار قدرت مالي مردم را به زانو در مي اورند و اين بار اين خود مردم هستند كه با پيدا كردن روش هايي بايد سعي در پيدا كردن روشي براي پر كردن خلاء هاي موجود باشند . حكومت ها بيشتر سعي در فرهنگ سازي هاي كذايي مي كنند كه من اسم اين نوع حركت را فرهنگ سازي ايدئولو‍ژيك مي نامم . فرهنگي كه توسط افرادي با هدف خاصي نگاشته ميشود و براي اشاعه آن سرمايه هاي عظيمي خرج مي شود تا اين فرهنگ در وجود و مغز تك تك افراد جامعه نفوذ كند وملكه ذهن آنان بشود اگر كسي اين جريان را قبول نداشت به عنوان خاطي در برابر فرهنگي عظيم و مردمي كه هدف و غايت نهايي حكومت و مردم است با او برخورد شود .

فرهنگ سازي ها متفاوت اند در سراسر جهان شاهد اين نوع فرهنگ سازي ها هستيم حكومت ها چه مذهبي باشند وچه كاملا دموكراتيك باز اين سياست را اعمال مي كنند . در مواردي شاهد تغييرات در فرهنگ هاي مردمي هستيم براي نمونه كشوري را در نظر بگيريد كه داراي مراسمي تاريخي و قديمي هستند اما حكومت با سياست هايي اين فرهنك را دستخوش تغييراتي بنيادي قرار ميدهد و به نفع منافع خود تغييراتي را انجام ميدهد و ما را نيز چنان تفهيم ميكند كه اين همان خواست عمومي مردم است و نوع خطرناك اين نوع فرهنگ سازيست كه در موارد مذهبي به شدت خطر ناك تر مي شود و اين بار است كه بحث بر سر مسايل اعتقاديست كه مردم به هيچ عنوان سعي در نفي آن ندارند ، كافيست با ذكاوت و مهارت خاصي قوانين مذهبي و ديني دستكاري شود و ميبينيم كه مردم باز با همان شور و شوق از آن حمايت و پشتيباني مي كنند .

امروزه با پيشرفت تكنولوژي به خصوص در زمينه ارتباطات و رسانه هاي جمعي حكومت ها سعي در به دست گرفتن اين تكنولوژي به منظور دستيابي به اهدافشان بوده اند و موفقيت را نيز كسب كرده اند  كمتر مي بينيم كه رسانه ها در اختيار مردم باشد و اهداف سياسي را دنبال نكند ، گاهي كه با خانواده به تماشاي برنامه اي مي نشينيم و از آن لذت ميبريم و خوشنوديم كه چيزي به فرزندانمان آموخته و سطح آگاهي ما را نيز افزايش داده شايد خوب دقت نكرده ايم و متوجه نشده ايم كه شايد اين برنامه سعي در اشاعه فرهنگ هاي ايدئولوژيك دارد براي نمونه وقتي كانالي را تماشا مي كنيم ونوبت به برنامه كودك مي رسد ميبينيم كه مجري برنامه كودك با پوشيدن لباس مخصوصي يا نشان دادن علامت خاصي از كسي كه حكومت را اداره مي كند و يا كسي كه قبلا به خاطر كشورش جانش را از دست داده و يا بيان كردن ياد و خاطره فلان عزيز از دست رفته و يا روز ذفاع ملي و فلان و فلان يادبود زمان تفريحي و سرگرمي كودكان از بين مي رود و در واقع زماني كه براي سرگرم كردن كودكانمان بود تا آنها كارتون تماشا كنند و چند كاردستي ياد بگيرند و از تنوع رنگ هاي به كار رفته در دكور برنامه لذت ببرند و چند شعر آهنگين ياد بگيرند متاسفانه آنها نيز قرباني اشاعه فرهنگي ايدئولوژيك و بي انصافانه مي شوند و. بهترين دوران زندگيشان هدر مي رود . به نظرهمه روانشناسان كودك و همه روانشناسان اجتماعي در هر سني بايد به اقتضاي شرايط آن سن فرد از خدمات و برنامه هاي متنوع خود بهره ببرد. تنها منظور تلويزيون نيست اگر نگاهي به كتاب هاي چاپ شده بياندازيم متوجه اين موضوع نيز خواهيم شد رديف هاي سني ج د الف و .. كه هيچ يك از نوشته ها به اقتضاي شرايط سني نوشته نشده اند و بيشتر مضامين ديني و سياسي را در قالب زبان كودكانه بيان ميكنند بايد پديده انتخاب دين از دوارن نوجواني و جواني به فرزندانمان تفهيم شود و نه در پنج سالگي كودك به مسجد و كليسا برود به نظر بنده به اين شيوه اين دين از پدر به ارث برده مي شود ولي وقتي در دوران جواني اين دين را پذيرفت آن را بهتر مي شناسد و عقلي تر با آن برخورد مي كند . هرگز بحث بر سر ناپسند بودن دين نيست بلكه بحث بر سر اين است كه دين را بايد در خانه ها و اماكن مذهبي جاي داد نه در هر قضيه اجتماعي دين بايد پاك تر از آني باشدكه با سياست و نيرنگ و دروغ آلوده شود و بدي ها و جنايت هات به اسم مذاهب ديگران را آزرده سازد هر چند بعضي ار دين ها دقيقا راه را براي جنايت و كشتار فراهم كرده اند در هر ديني بحثي بر سر از بين بردن مخالفان وجود دارد كه به شدت مورد انتقاد آدم امروزيست كسي كه جرات نقد اين مسائل را ندارد در واقع خود شايد روزري به اجراي اين دستورات بپردازد به اسم دين شرايط را بدتر وناگوار تر بكند به اسم اسلام به اسم مسيحيت با آن همه آرامي و نرمي كه مسيح داشت به اسم يهود به اسم بودا به اسم مكاتب فرهنگي و سياسي . براي مثال هرگز ماركس نگفته بود جنايت كنيد و دشمنان خود را بكشيد اما ميبينيم كه خمر هاي سرخ چه جنايتي به اسم يك حزب كمونيستي انجام ندادند يهوديان مسيح را به صليب نكشيدند ، مسيحيان با مسلمانان در جنگ نيافتاند و مسلمانان در زمان جنگ هاي صليبي به رهبري صلاح الدين ايوبي چه كشتارها كه نكردند و هزاران هزار انديشه ايدئولوژيك ديگر كه سعي در پيشبرد اهداف خود دارند و حتي حقوق اوليه بشر نزد انان پشيزي بيش نيست بحث بر سر اسلام بودن و نبودن و مذهبي بودن نيست اينجا مسئله بر سر حكومت هاييست كه براي پيشبرد اهداف خود از چه وسائلي استفاده ميكنند ، در دين اسلام معامله با افراد كافر و مشرك گناه است و اين كار را نبايد مسلمانان انجام بدهند اما امروزه ممالك اسلامي را ميبينيم كه چه سرمايه گذاري هاي عظيمي و چه معامله هاي سرسام آوري با كشور هاي سكولار جهان انجام نمي دهند . امروزه قدرت دست كسيست كه قدرت اقتصادي بيشتري داشته باشد و بحث بر سر معنويات بحث بيهوده ايست. اگر معنويات مي خواهيد و وجودتان به دين و مذهب احتياج داريد لطفا تكان نخوريد سر جاي خودتان به طوري كه بغل دستيتان صداي شما را به آهستگي بشنود يا حتي نشوند با خداي خود راز و نياز كنيد ، دستورات او را تا حد ممكن انجام دهيد و زماني كه مجبور شديد به خاطر انجام دستوراتش ديگران را بكشيد سري رو به آسمان كنيد و با صداي بلند بگوئيد خدايا گناهش را به گردن گرفتم اما نمي كشم . ما كيستيم كه اين مشروعيت را به خود مي دهيم كه ديگران را به جاي خدا مجازات كنيم اگر خدايي باشد كه يا الله است  يا هوي يهوديان يا خداي مسيحيان و شيواي بودائيان و يا هزاران خداي ديگر كه تنها اسمشان فرق مي كند و در اصل يك خدايند ، مطمئن باشيد خود،گناهكاران را مجازات خواهد كرد گناهكاراني را كه خود تشخيص مي دهد نه آنان كه ما گناهكار مي پنداريم .

اگر موضوع را منحرف نكنيم و به مسئله انتخابات و راي گيري باز گرديم و اهميت رسانه هاي جمعي را در انحراف انتخابات بيان كنيم بايد بگويم كه رسانه ها بيشتر سعي در منحرف كردن افكار عمومي دارند نه در تمركز بخشيدن به آن. به ناگاه كانديدي مي آيد كمي حرف ميزند وعده ميدهد چند روز بعد بر بالاي ميز نشسته و رئيس حكومت شده است . اين نشان دهنده ي لياقت آن فرد نيست اين به واقع نشانه ي حماقت ماست و قدرت رسانه ها در تسخير افكار ما . براي ما ارزش تراشي ميكنند وآنچه را خود مي پسندند ارزش مي كنند و بقيه را ناهنجاري تلقي ميكنند . همه حكومت هاي دنيا سعي در منحرف ساختن ذهن مردم دارند و نه تنها حكومت خاصي اما شدت آن انحراف فرق ميكند بعضي،انسان هاي ديكتاتور و احمقي را نماينده خدا جلوه مي دهند و بعضي ها آدم بي لياقت و نژاد پرستي را در آنسوي دنيا فردي دموكراسي خواه و آزاد انديش نام مي برند و اين تناقض بياني و عملي تمام حكومت هاي دنياست . آنان مي كوشند قدرت خود را هر چند ديكتاتور منشانه هم باشد قدرتي مردمي و بي غل و غش جلوه دهند و با چسپاندن بر چسپ هايي كه از آنان ياد شد  همچو قوميت و دين و. زبان و مسائل ناسيوناليزمي و ... پروژه تسخير را عملي كنند و فرهنگ سازي ايدئولوژيك را به چشم خود ببيند . حتما از خود سوال ميكنيد خوب اگر اين فرهنگ به اصطلاح ايدئولوژيك هم بر ما غلبه كرد و ما هم تحت تاثير آن قرار گرفتيم اكنون چه اتفاقي ميافتد ؟ جواب  اين است: آنوقت شما غلام حلقه به گوش خواهيد شد و هر كاري كه آنان بگويند با جديت و اطمينان قلبي انجام خواهيد داد حتي اگر كشتن همنوعان خود باشد . اكنون سوالي از شما ميكنم اميدوارم توهين به كسي نباشد : اگركسي از خانواده شما دچار اشتباهي شود و عقل آدمي و قانون هاي بين اللملي آن عمل را گناه نشمارند و تنها يك عمل غريزي انسان برشمرند اما حكومت و دين و مذهب و قدرت به شما بگويد كه فرد خاطي بايد كشته شود : شما چكار خواهيد كرد ؟ آيا وي را با خونسردي كامل خواهيد كشت و خون سرخ او را به دستان خود خواهيد آلود ؟ و عزيزترين كستان را قرباني يك دستور ايدئولوژيك خواهيد كرد ؟؟؟ پاسخ اين سوال با شماست اگر شما به اين سوال جواب بله داديد و بدون چون وچرا كسي را كه مرتب هيچ گناهي نشده قرباني يك قانون بي پايه كرديد . بايد بگويم آفرين بر شما كه درستان را خوب ياد گرفتيد و غلام حلقه به گوش شديد و ننگ بر كسي كه اين تفكرات را در مغزتان و وجودتان نهاد تا چنين عواطف و احساسات انساني برايتان بي ارزش شود .

نمونه اي ديگر براي كلمه تسخير رسانه ها و حكومتي شدن رسانه ها و تاثير فرهنگ سازي ايدئولوژيك : حكومتي درگير جنگ را تصور كنيد ، اين حكومت بر سر خودخواهي خود و سياست هاي خصمانه خود وارد جنگ شده و به شدت غافلگير شده است توان نظامي اي كه به شدت آن را عظيم ومهم ميپنداشت در برابر حكومت متجاوز پشيزي بيش نيست و در برابر تكنولوژي عظيم ماهواره اي آن كشور به زانو در آمده .مردم آن نيز به شدت دچار ترس شده اند و كسي جرات پيوستن به ارتش كشور در حال شكست را ندارد . حكومت بايد چه بكند تا مردم به صف نظامي بپيوندد در جنگ شركت كنند و از فروريختن شالوده آن رژيم دفاع كنند ؟

جواب اينجاست بايد مردم را آماده كرد و به خصوص در قشر جوان ايجاد انگيزه كرد و اين ايجاد انگيزه كردن و آماده سازي ذهن ها به همان فرهنگ سازي ايدئولوژيك احتياج دارد و اين بار نقش واقعي خود را كه سالها بود براي آن تلاش مي شد ايفا ميكند ، كافيست اين جنگ را جنگ خدا و كفر ، جنگ آزادي و دربندي ، جنگ كمونيسم و سرمايه داري جنگ سياه و سفيد يا هر چيز ديگري تلقي كرد و خواهيم ديد كه سيل عظيم طرفداران به سوي كانال هاي جنگ سرازير ميشوند و تفنگ به دست گرفته بر سر هيچ خود را به كشتن ميدهند .البته گاهي وعده هاي مالي نيز به لذت دفاع از انديشه مي افزايد . اگر مرديم كه مرديم و تمام ميشود ديگر به ما مرتبط نيست چون زماني به ما ارتباط داشت كه زنده بوديم و اگر هم زنده مانديم كه قهرمان صحنه هاي نبرد مي شويم كه كسي نميداند چگونه شروع شد و چگونه به پايان رسيد و به جر خرابي و كشتار چيز ديگري نداشت حتي اگر در اين جنگ ما فقط سيب زميني پوست كنده باشيم .

 شرايط راي دهندگان  

موضوع بسيار مهم در انتخابات و راي گيري هاي امروزه بحث بر سر شرايط راي دهندگان است . نگاهي كوتاه خواهيم داشت به شرايط تعيين شده براي شركت در انتخابات

يكي از كلي ترين شرايط شركت در راي گيري عبارتست از : عاقل بودن – بالغ بودن ( البته تا چند سال پيش در كشور هاي حوزه خليج فارس ذكور بودن نيز از شرايط انتخاباتي بود )‌

و اين شرايط يعني سلامتي كامل عقلي و رواني و بلوغ فكري .

شرايط سني : در بعضي جوامع شرط سني بيست سال  ( 20 سال )  و در يعضي ديگر ( 18 سال ) به بالا وجود دارد اما گاهي شاهد تغير اين پيش فرض ها هستيم و شرايط تغيير ميكند و حكومت ها براي بالا بردن درصد راي ها شرايط سني را تا 15 سال كاهش ميدهند . يك نوجوان 15 ساله بيشتر دوست دارد توپ بازي كند درس بخواند و با دوست هاي هم جنس خود حرف بزند .  استثنا ها را عرض نمي كنم اما از لحاظ روانشناسي و جامعه شناسي اين شرايط سني به هيچ وجه شرايطي نيست كه فرد در اين سن تشخيص دهد كه چه كسي ميتواند آينده او را تامين كند و چه كسي لياقت اين كار را ندارد و نمي تواند كشورش را اداره كند و چه بسا با انتخاب  شخص مورد نظر خود تاثير بسزايي در انتخاب نادرستي داشته باشد كه آينده سياسي و اقتصادي كشور را به گند ميكشد . از اين رو شرايط راي دهي بايد از رده سني بالايي و رده تحصيلي بالاتري نيز برخوردار باشد . موضوع اصلي و بسيار مهم مسئله انتخابات در همه جهان اين موضوع است كه تا كنون به جز فيلسوف بزرگي چون ارسطو كسي به وضوح از آن ياد نكرده . به گفته عده اي اين ديد ، ديديست خود خواهانه و غير قابل قبول كه به قشر زيادي از مردم توهين ميكند اما در مسئله حساسي همچون سرپرستي حكومت كه همه چيز آن حكومت در دست اوست و آينده مردمش را تعيين ميكند اين يك توهين نيست بلكه يك احتياط ضروريست .

شرح ديدگاه نوين احراز شرايط راي دهي :

از يك مثال ساده كمك ميگيريم تا درك اين موضوع ساده تر شود ، فرض كنيد بخاري گاز سوز شما دچار نفص فني شده است ، از شما اين پرسش را مي كنم ؟

 براي رفع اين نقص به چه كسي مراجعه مي كنيد ؟؟؟

اجازه دهيد چند گزينه هم در اختيار شما قرار دهم .

-          تعمير كار و سرويس كار مجاز وسايل گاز سوز

-          سرويس كار مجاز تلويزيون هاي رنگي

-          نانوا

-          قصاب

-          دكتر متخصص مغز و اعصاب

-          يك فرد بي سواد و بيكار و فاقد هر گونه تخصص

 

گزينه ها كاملا متفاوت اند ، مي بينيم كه افراد بالا هر كدام داراي تخصصي هستند و ممكن است مانند گزينه آخر فاقد هرگونه تخصصي باشد . مشخصا اگر داراي بلوغ عقلي باشيم گزينه اول را انتخاب ميكينيم .

اما سوال دقيقا چيست ؟

شما فكر ميكنيد با مراجعه به گزينه ها و افراد ديگر امكان دارد نقص بخاري شما بر طرف شود ، نقصي كه ممكن است رفع نكردن كامل آن به سلامتي شما و خانواده اتان آسیب برساند . موضوع اصلي اينجاست (( كار را به كاردان بسپاريد )) . يك جامعه سرپرست و رئيس جمهور مي خواهد يك جامعه نماينده و قانون گذار مي خواهد و سياست يك موضوع كاملا تخصصي است ، مطمئن باشيد كه هر كس توانايي سياستمدار شدن را ندارد همانطور كه هر كسي نمي تواند دكتر جراح قلب بشود . يك سياستمدار شرايط وخصوصيات ويژه اي دارد ، اكنون بار ديگر از شما سوال ميكنم به نظر شما اين قابل قبول است كه فردي فاقد هرگونه آگاهي از مسائل روز و فاقد هرگونه آگاهي از وضعيت جامعه خود و انساني كه شخصيتش با هرگونه تبليغات و پروپاگاندهاي رسانه اي تحت تاثير قرار ميگيرد و هدف خود را تغيير ميدهد و هر آن امكان تغيير آرمان هايش وجود دارد و در كل فرديست عوام  كه حتي سطح سواد آن به شدت پايين است امكان دارد سرپرست خود و جامعه اش را شناسايي كند و به او راي بدهد ؟. آيا شما رضايت داريد كه يك راي شما همان تاثير را داشه باشد كه يك راي او دارد ؟ آيا يك فرد تحصيل كرده اگاه تر بايد يه همان اندازه در مسائل اجتماعي و سياسي كشور خود مشاركت داشته باشد كه يك فرد بي سواد دارد ؟ شمايي كه با آگهي بيشتري نامزد مورد پسند خود را انتخاب كرده ايد و معيارهاي سالمي براي اين انتخاب خود داريد و عملكرد او را ارزيابي كرده ايد نه بر خلاف فرد گفته شده از روي احساس و يا دلايل مسخره ي ديگري همچون زيبايي ظاهري و گرايش به مكتب خاص و يا وعده هاي مالي و يا خلوص نيت و ... به او راي ميدهد و هيچ آگاه نيست كه اين فرد كه وي انتخاب كرده لياقت سرپرستي جامعه را ندارد و از اين قبيل افراد نا آگاه زياد اند كه آينده ديگران را تعيين ميكنند و با نا آگاهي و حماقت خود كشوري را در مشكلاتي بزرگ فرو مي برند . اينجاست كه راي گيري و برابري راي ها ديگر ارزشي نخواهد داشت و اگر هم راي گيري اجرا شود بايد تفاوت هايي ميان ارزش راي ها قائل شد حتي اگر اين موضوع را يك تبعيض بناميم .

 

سخن را كوتاه  ميكنم و نتيجه را به خود شما مي سپارم

........................................خوب فكر كنيد........................................

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت توسط بزاف |


ارتفاع ها رو به نزول اند

اتفاق ها مجازي شده اند

و سكوت غلبه مي كند

اينجا پشت ديوارهاست 

و كسي ، كسي را لمس نخواهد كرد

اينجا انتهاي سكوت است

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت توسط بزاف |


همه ي نوشته هايم تقديم به :

 ۶ ميليون يهودي كشته شده در هولوكاست

 ۱ ميليون ارمني كشته شده به دست امپراتوري عثماني

۱۸۲۰۰۰ كرد زنده بگور شده ي انفال

۱۰۰۰ كودكي كه در لوله گاز عثماني ها خفه شدند

 

 

چقدر سرم زائده ي مسخره ايست

چقدر دلم براي انفال تنگ است

چقدر به ديوار نوشته هاي زندان ميخندم

 چقدر دلم براي آَشويتس تنگ است

دارند خفه ات مي كنندو باز ديوار ها را شعري ميكني

چقدر دلم براي ارمني ها تنگ است  

و خنده ام ميگيرد وقتي بچه هاي خفه شده در لوله گاز عثماني ها

دارند خانه بازي ميكنند

و ما چقدر فكر كرديم

آنها دارند نقش مرده ها را در مي آورند

چقدر بيجا ميشوم وقتي

همه را فراموش ميكنم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت توسط بزاف |


با سلام دوستان اين براي شروع كار و براي تشكر از همه كساني است كه همراه ما بودند و با نظرات و نقد هايشان من و آخرین سامورائی را در ادامه راه وبلاگ نويسي  ياري دادن

 

 

شما هم اعتراف کنید

 

هل بدهم هر چه بی ناموس افکارم را

افتخار می کنم که لغزیدن را ده ها بار رتبه اول شدم

انحراف را هزاران بار بیست شدم

و هر شب بدنبال این سوال ؟؟؟؟

......؟

شب ها فکر ها کجا می خوابند ؟

 

 وجدانم هنوز در نقاحت من است

من هنوز ردم از رد عبور از خیابان هم بیمار تر است

گواه می شوم و شهادت می دهم همه ی مسیر های منتهی به هیچ را .

همه می گویند :

دچار نهیلیسم اخلاقی شده ام

من از اول منحرف بودم

از اول زندگی .. از اول انار.... با آقای معلم ...از اول ....

هر کسی خواست می تواند در را بزند و

کمی از من انحراف بخواهد

دستگیره را بچرخاندید و

هر از چند گاه هر چه خواستید از دهنتان  حرف بزنید

مبادا مثل من از جای دیگری حرف بزنید

ما قبل از خودم یادم نمی آید

که چند روز قبل از اینکه خودم بشوم

میان کثافات تراوش شده از افکار یک سیاستمدار معصوم

جای دندان ،چشم کاشت می کردم

و ابهت و جنم را یک جا جمع می کردم

تا با تعصب ناشی از میهن پرستی هایم  تف کنم

خیال همه راحت میشود اگر ....

ترازوی تعادل را از دست آن مجسمه بالای دادگاه بگیرم و جایش

چاقویی بدهم تا سیب زمینی پاک کند

بی ناموس هر چه افکارم است

از بس منحرف شدن

  که تخلیه گاه های زباله را هم

اگر در میهنم باشد می بوسم

اگر خواستید وقتی دستگیره را می چرخانید

تا انحراف را از من قرض ابدی بگیرید

سرم داد بزنید  تا بفهمید

داد کشیدن سر آدم چیز فهم یعنی چی .

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت توسط بزاف |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

هيچ كس نبايد شب به بستر برود قبل از اينكه از خود بپرسد امروز چه كرده ام که لياقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم


صفحه نخست
پست الکترونیک




آرشیو ماهانه

شهریور 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386


نویسندگان

avinar

بزاف
آخرین سامورائی


پیوندها

انجمن معتادان گمنام
انتهاي سكوت...بزاف
آخرين سامورائي
كانون زنان ايراني
اهداء عضو
تغئیربرای برابری
انستیتو فرهنگی کرد - تهران
مهر ایران
مسافر ذات
شوق رهائي
مرگ اهريمن
قلمستون
درددل يه . . .
نقطه چين
گفتني ها...اميرفرشاد ابراهيمي
دوستداران كورش
پشه درسرزمين عجايب
شاه آمفاكتوس سوم
رويش
پائولو كوئليو
فرزام شيرزادي
كافه انتهاي كوچه بن بست
ساعت صفر
ابلهي كه همه چيز ميدانست
ابوالهول
دوشيزه مترسك
رويداد
شيخ حقگو
ابراهيم نبوي
آغاز يك پايان
نفرت
آناهيد
كلوزآپ
سهيل آصفي
دل آواز. . . استاد شجريان
بهرام مشيري
عكس نوشته هاي منصورنصيري
فتووبلاگ مستان
آواي آزاد
كسوف
بانوي تو
روانبخش صادقي
پاگرد
تغئير براي برابري
حسين پناهي
صادق هدايت
كاوه گلستان
سهراب سپهري
رندانه
تراوشات ذهن يك بيمار
آبهاي درخشان
حقيقت روشن
ژیوار. . . مینو
اتوبوس آبی
آپلود سريع
نه طنز
روژ :::::روژين
قهوه و سیگار
کافه نادری
هیچستان
رویا طلوعی
نسل خاموش
وبلاگ مریم ها
صلیب شیطان
تنهائی باران
شاه شمشادقدان
انجمن قلم كردستان
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin